حسين فاطمى

74

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )

نقل از حاشيه مكارم الاخلاق راجع به سعادت ابن فهد مىفرمايد : سعادت بر دو قسم است اخرويّه و دنيويه و طالب سعادت دنيويه مدخول « 1 » العقل از وجوهى است . الاول : معامله او ضررى است زيرا عمر نفيس را در قيمت سعادت دنياى خود تلف نموده ، در حالى كه زائل و فانى است و هر ساعت از ساعات او را ممكن بود به او كنزى از كنوزابد را كسب نمايد و لهذا پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « بقية عمر المرء لا قيمة لها . » دوم : در طلب آن سعى مىكند و فوت مىشود از او و به آن نمىرسد از اين جهت جناب امير عليه السّلام فرمود در وصف دنيا : « من ساعاها فاتته و من قعد عنها و اتته « 2 » » يعنى : كسىكه كوشش نمايد در رسيدن به دنيا ، فوت مىشود از او و كسىكه بنشيند از تحصيل آن دنيا ، مىرسد به او . اين ناچيز مىگويد : در حديث وارد است كه حق تعالى وحى فرمود به دنيا : خدمت كن هر كه تو را ترك نمود و به تعب بينداز هر كس تو را خدمت نمود ، در اين صورت خادم دنيا كجا به مقصد و آرزوى خود مىرسد . ايضا در حديث قدسى وارد است : به عزّت و جلال خود ! آرزومند دنيا را به آرزويش نمىرسانم ، زيرا كه آرزويش اندازه ندارد چون به هر مقدار برسد مرتبه ما فوق آن را طلب نمايد ، پس هميشه در حسرت و احتياج و طلب است ، لذا فرمودند : مثل الدّنيا كالماء المالح كلّما شربه عطشان لا يزداد إلّا عطشا ؛ يعنى مثل دنيا مثل آب شور است ، هر چه بياشامد عطش او را زيادتر مىكند . سوم : فساد عقل او چون با فرض اينكه طالب دنيا به مراد خود برسد ، آيا بهره و فائده او جز چند روز كه دوام ندارد بيش‌تر خواهد بود ؟ شعر : هبّك بلغت كلّما تشتهيه * و ملكت الزّمان نحكم فيه هل قصارى « 3 » الحيوة إلّا ممات ؟ * سلب « 4 » المرء كلّما يقتنيه چهارم : پستى همت وى و خست و رذالت نفس او ، زيرا كه قانع شده به چيزى زائل با

--> ( 1 ) . الدخل بالتحريك العيب و الفساد . مجمع . ( 2 ) . « نهج البلاغه » ، خطبهء 82 . ( 3 ) . قصارى بمعنى انتها و آخر . ( 4 ) . سلب بمعنى ربودن .